واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
762
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
بارى ديگر بر قراختائيان پيروز گرديد . عثمان چون به سمرقند بازگشت آنچنان از رفتار منجيان خوارزمى خويش عصبانى و برآشفته بود كه مجددا با قراختائيان ايجاد رابطه كرد . سال 608 هجرى / 1211 ميلادى بر روى هم براى گورخان سال خوشى نبود و اين عمل عثمان از اين رهگذر شايان توجه است . در بخش شمالى هفتآب فوجى از مغولان به سركردگى قبلاى نويان [ خوبيلاى نويان ] پيدا شد و در نتيجه صاحب آن محل بالكل از گورخان جدا شد و والى قراختائى را بقتل رسانيد « 1 » مع هذا عثمان عزم كرد كه يوغ منجيان مسلمان خويش را با يوغ پيشين كفار تبديل و تعويض نمايد و ضمنا ، بطورى كه جريان وقايع گواهى مىدهد در اين اقدام رعايا و اتباع وى كاملا موافقش بودند . به زودى به محمد خبر رسيد كه عثمان با دختر وى بدرفتارى مىكند و آشكارا شاهزاده خانم قراختائى را بر او ترجيح مىنهد . دختر محمد خوارزمشاه حتى مىبايست خدمت رقيب خود كند . سرانجام در سال 609 هجرى / 1212 ميلادى خبر رسيد كه مردم سمرقند به فرمان عثمان خروج كرده همهء خوارزميانى را كه در شهر اقامت داشتند مقتول ساختهاند . دختر خوارزمشاه در قلعهء شهر متحصن شده در به روى خود بست و عثمان بدشوارى از سر خون او درگذشت . به گفتهء ابن اثير ، خوارزميان را شقه كردند و قطعات لاشهء ايشان را در بازارها آويختند ، همچنانكه قصابان گوشت را آويزند . از اينجا پيداست كه نفرت مردم از ستمگران تا چه حد شديد بوده است . البته خبر اين بليه باعث شد كه سلطان به سمرقند لشكر كشد .
--> ( 1 ) - رشيد الدين ، چاپ برزين ( متن ، بخش VII ، 171 ) ؛ ترجمه ، بخش V ، 132 ؛ ( متن ، 169 ) ؛ ترجمه ، 14 ، 114 - 113 ؛ « افسانهء نهان » ، ترجمه كافاروف ، 131 - 130 ؛ « متون » ، ص 107 ( جوينى ؛ همچنان - در چاپ قزوينى ، I ، 57 )